احمد مجد الاسلام كرمانى
230
سفرنامه كلات ( فارسى )
هركدام كه قابل ذكر باشد در اينجا از روى يادداشتهاى خود مينگاريم . روز پنجم ورود ما در كلات دو نفر مأمور از طرف گمرك وارد كلات شدند يكى از آنها ميرزا فرج اللّه خان مفتش گمرك خراسان بود و ديگرى ميرزا هدايت اللّه نام رئيس گمرك و پست خاكستر و « خاكستر » يكى از سرحدات خراسان است كه به خاك روس منتهى مىشود در اينجا بىمناسب نميدانم كه مختصرى از وضع سرحدات خراسان را بنويسم و هرچند در صفحات تواريخ مفصلا ثبت است اما ضرر ندارد ما هم حاصل مطلب را بنويسيم . البته همه ميدانند كه در جنگ اخير روس با ايران بواسطه جهالت پادشاه عصر و غرض و خسارت درباريان ، دولت ايران گرفتار شكست عظيم شد و دولت روس تا شهر تبريز تاخت « 1 » و عباس ميرزاى نايب السلطنه وليعهد را در آن معركه بمهلكه انداخت و با آنكه به حكم مرحوم آقا ميرزا سيد محمد مجاهد جمعى از افراد ملت باسم جهاد به سمت آذربايجان حركت نمودند و ابتدائا جلوه غريبى كردند ولى بواسطه نداشتن علم نظام شكست بسيار فاحش ديدند و ناچار از فرار شدند و بالاخره
--> ( 1 ) پاسكيويچ از طرف امپراطور روسيه دستور داشت كه در هر صورت قواى خود را از ارس بگذراند و به خاك آذربايجان وارد شود و راهى كه آذربايجان را به پايتخت اتصال ميدهد اشغال كند و پايتخت ايران را مورد تهديد نظامى قرار دهد . به همين منظور ژنرال آريستوف بعد از تصرف سردار آباد مامور شد كه مستقيما به طرف تبريز پيش برود . وليعهد دستههاى متفرق سپاه خود را در خوى تمركز داد و حفظ تبريز را به آصف الدوله واگذاشت ، درين موقع پاسكيويچ مشغول تسخير نخجوان بود و اريستوف به طرف تبريز پيش ميرفت . وليعهد ، فتحعليخان رشتى را نزد پاسكيويچ فرستاد و از او تقاضا كرد كه از پيشروى به طرف تبريز جلوگيرى كند تا قرار مذاكره صلح داده شود ولى قبل از آنكه اين اقدام به نتيجه برسد دروازههاى تبريز به روى اريستوف باز شد و آخرين اميد وليعهد بيأس گرديد . زيرا با تصرف تبريز خط ارتباط اردوى او با مراكز سوق الجيشى داخلى به كلى قطع شد و پاسكيويچ نيز از ارس گذشت و به تبريز رسيد و چون هنوز فتحعليشاه را در قبول شرايط صلح جديد مردد مىدانست امر به پيشروى سپاه داد و قسمتى از سپاه روس تا دهخوارقان پيش رفتند ، در آنجا عباس ميرزا كه خوى و سلماس را نيز از دست داده بود باردوى پاسكيويچ رسيد . م . . خ